
پدری گفت درس مهمی از یک جریان تلخ و شیرین گرفتم که این قضیه را برای خیلی ها تعریف کردم خصوصا والدینی که فرزند کوچک دارند او گفت یکی از شب های زمستان بود فرزندم تب داشت اخرشب بود موقع خواب داشت می لرزید مادرش گفت هوا خیلی سرد است بچه دارد می لرزد و رویش را بیشتر انداخت بعد از مدتی مادر باز نگاه کرد دید فرزندش همچنان می لرزد گفت مثل این که امشب خیلی هوا سرد شده است رویش را مرتب کرد و یک روکشی را چهارلا کرد و روی بچه انداخت مدتی نگذشته بود که متوجه شدم که چشمان فرزندم به سیاهی می رود مادر با دیدن...
ادامه مطلب